خداوندا

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ،

 

ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﻣﺤﺒﺘﻨﺪ ﻭ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﻣﺎﯾﻪ آﺭﺍﻣﺶ،

 

آﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻠﻖ ﻣﻌﺪﻥ ﺧﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﭘﺎک‌ترین ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ.

 

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﮐﺮﺍﻡ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺮ ﺻﻔﺎﺕ ﻧﯿﮏ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﯿﻔﺰﺍﯼ،

 

ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ  ﮔﺬﺭ ﻭ ﺳﻼﻣﺘﺸﺎﻥ بدار...

 

خدایا، کاری کن دوست بدارم آن هایی که مرا دوست ندارند.


Sina Moradi

  • نظرات [ ۳ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    او بهتر می دانست... اما...

    می گویند شب سیاه است ولی سیاه تر از جدایی نیست.

     

    می گویند مرگ سخت است اما سخت تر از بی وفایی نیست.

     

    می گویند زهر تلخ است اما تلخ تر از تنهایی نیست...

     

     

    دخترک نابینا هنوز هم برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریخت،

    همه می گفتن بیچاره نمی بیند که مرده است،

    اما او بهتر می دانست،

    فقط نمی خواست تنهاییش را قبول کند...


    Sina Moradi

  • نظرات [ ۰ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    خدایا چه چیزی تو را ناراحت می کند؟

    اﺯ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ می‌کند؟

     

    ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺨﻦ می‌گوید ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﮔﻮﺵ می‌دهم ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﺑﻨﺪﻩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﭼﻨﺎﻥ ﺳﺨﻦ می‌گوید ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﺟﺰ ﺍﻭ


    Sina Moradi

  • نظرات [ ۰ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    عجب!

    مهم‌ترین سایزی که باید آدم بدونه سایز (دهنشه)

     

    تندگویی و قضاوت در مورد دیگران انتقاد نیست، اسمش (توهینه)

     

    هر کار یا حرفی که درآخرش بگیم شوخی کردم، شوخی نیست حمله به شخصیت آن فرد است.

     

    بازی کردن با احساسات مردم زرنگی نیست، اسمش (هرزگی) هست

     

    خراب کردن یک نفر توی جمع جوک نیست، اسمش(کمبود) هست

     

    به راهی که بیش‌تر مردم می‌روند بیش‌تر شک کن، اغلب مردم فقط تقلید می‌کنند.

     

    از متمایز بودن نترس! انگشت نما بودن بهتر از احمق بودن است.

     

    (صادق هدایت)


    Sina Moradi

  • نظرات [ ۰ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    آخرین دوستت دارم

    مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می‌راندند. آن‌ها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

     

    زن جوان: یواش‌تر برو، من می‌ترسم.

    مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.

    زن جوان: خواهش می‌کنم ، من خیلی می‌ترسم.

    مرد جوان: خب، اما اول باید بگی که دوستم داری.

    زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش‌تر برونی.

    مرد جوان: منو محکم بگیر.

    زن جوان: خب حالا میشه یواش‌تر بری.

    مرد جوان: باشه به شرط این‌که کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی‌تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.

     

    روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود.

    برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.


    دمی می آید و بازدمی می‌رود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می‌یابد که نفس آدمی را می‌برد.


    Sina Moradi

  • نظرات [ ۳ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    نقطه، ته خط...

    دختر گلفروش گل را به مرد داد و گفت: برای شما...

    مرد گل را به همسرش داد و گفت: تقدیم با عشق.

    آن شب زن به محبت همسرش فکر می کرد...

    مرد به دست های کوچک و یخ‌زده دخترک

    و

    دختر گلفروش به این که چرا مرد پول گل را نداد!


     

    همه گفتن: عشقت داره بهت خیانت می‌کنه!

    گفتم: می‌دونم!

    گفتن: این یعنی دوستت نداره هاااا !

    گفتم: می‌دونم!

    گفتن: احمق یه روز میذاره میره تنها میشی! …

    گفتم: می‌دونم!

    گفتند: پس چرا ولش نمی‌کنی…؟!

    گفتم: این تنها چیزیه که نمی‌دونم

     


    دلم برای کسی تنگ است که گمان کردم می‌آید...

    می‌ماند و به تنهاییم پایان می‌دهد...

    آمد... رفت... و به زندگیم پایان داد...


     

    کلاغ جان!

    قصه ی من به سر رسید

    سوار شو!

    تو را هم به خانه ات می رسانم...


    Sina Moradi

  • نظرات [ ۰ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    حال من خوب است، خوبِ خوب...

    نگران نباش، حال من خوب است، بزرگ شده‌ام
    دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم
     
    آموخته‌ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست
    آموخته‌ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود

    راستی، بهتر از قبل دروغ می گویم…
    “حال من خوب است” ، خوبِ خوب…

    Sina Moradi
  • نظرات [ ۰ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    شاید مردم حواسم نیست...

    اگه این زندگی باشه

    من از مردن هراسم نیست


    یه حسی دارم این روزا

    شاید مردم حواسم نیست


    اگه این زندگی باشه اگه این سهمم از دنیاس

    من از مردن هراسم نیست


    یه حسی دارم این روزا که گاهی با خودم میگم

    شاید مردم حواسم نیست...


    Sina Moradi

  • نظرات [ ۳ ]
    • سینا مرادی
    • شنبه ۱۳ تیر ۹۴

    من هراس دارم...

    خدایا…


    به آسمانت سوگند می‌خورم که می‌دانم این دنیا فانیست...


    آن را باور دارم، اما نمی دانم چرا گاهی فراموش می‌کنم مرگ در کمین است...


    مرگ در یک قدمی به من لبخند می‌زند.


    خدایا... مرا ببخش…


    من از لبخند فرشته مرگت می‌ترسم!


    من هراس دارم…


    Sina Moradi

  • نظرات [ ۱ ]
    • سینا مرادی
    • جمعه ۱۲ تیر ۹۴
    در این وبلاگ جملات و داستان های کوتاه ، اشعار تاثیرگذار عاشقانه و فلسفی قرار می‌گیرد :-)
    اگه دنبال آموزش و اخبار کامپیوتر و تکنولوژی و ... هستین به سایت Samiantec.ir سر بزنید.